زیارت عاشورا
سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
«ایهاالناس بدانید گدای حسنم»
دوستان تو سه کسند و دشمنانت سه کس . امّا دوستان تو . دوست تو و دوست دوست تو و دشمن دشمن توست ، و دشمنانت : دشمن تو و دشمن دوست تو و دوست دشمن توست . [نهج البلاغه]

توصیه های پزشکی امام رضا علیه السلام برای شهریور و روزهای پایانی تابستان

 

 

امام رضا علیه السلام ضمن توصیه کلی به رعایت اعتدال در مصرف غذاها می فرماید: در تابستان غذای خنک تناول کنید و در زمستان غذای گرم، و در دو فصل دیگر غذاهای معتدل. اما توصیه های مخصوصی هم برای شهریورماه دارند.

در طب سنتی ماه آب تقریبا همزمان با شهریورماه است و به صورت دقیق تر از 22 مرداد تا 22 شهریور را شامل می شود. بر اساس آموزه های طب اسلامی، برای نگهداری تندرستی و پیشگیری از بیماری ها ی مختلف، بکار بستن تدابیر متناسب با هر فصل در گذر سال از اهمیت به سزایی برخوردار است. امری که امام رضا علیه السلام هم به آن توجه داده اند. آن حضرت می فرماید: غذایت را به اندازه عادتت و مطابق با محل زندگی و نوع فعالیت و زمانی که در آن به سر می بری، با خوردن سبکترین غذاهایی که می خوری آغاز کن . هر دو روز سه وعده غذا بخور و در حالی که هنوز اشتها داری باید دست از غذا خوردن بکشی.
امام رضا (ع) برای ماه آب که تقریبا مطابق شهریور است در طب الرضا می فرماید: آب سی و یک روز است، بادهای سموم دراین ماه شدید می شود. هنگام شب زکام به هیجان می آید باد شمال وزیدن می گیرد دراین ماه مزاج به ترید وچیزهای مرطوب خوردن صالح وسالم می گردد.(1)
همانطور که اشاره شد امام رضا (ع) احتمال ابتلا به زکام در این ایام را دور از انتظار ندانسته اند. بنا بر این یکی از ناراحتی های پایانی فصل تابستان ممکن است ابتلا به زکام باشد. امام رضا(ع) در بیانی دیگر برای پیشگیری از این بیماری در فصل تابستان می فرمایند: مَن أرادَ دَفَعَ الزُّکامِ فِی الشِّتاءِ أجمَعَ ، فَلیَأکُل کُلَّ یَومٍ ثَلاثَ لُقَمِ شَهدٍ ؛ هر کس میخواهد در همه زمستان از زکام ایمن بماند ، هر روز ، سه لقمه عسل با موم آن بخورد .(2)
و همچنین می فرماید: وإذا جاءَ الزُّکامُ فِی الصَّیفِ ، فَلیَأکُل کُلَّ یَومٍ خِیارَةً واحِدَةً ، وَلیَحذَرِ الجُلوسَ فِی الشَّمسِ ؛ امّا اگر زکام در تابستان پیش آید ، در هر روز ، یک خیار بخورد و از نشستن در آفتاب ، خوددارى ورزد .(3)
امام رضا (ع) برای ماه آب همچنین خوردن ماست را نافع دانسته اند و در ادامه فرموده اند : همچنین ازخوردن مسهل، رنج ومشقت جوارح راباید کم کرد و ازگلهای خنک بهره مند شد.
بنابراین یکی دیگر از توصیه های امام (ع) برای این ایام استفاده از ماست است . باید دانست که ماست نه تنها یک میان وعده غذایى سریع، آسان و مغذى است که در تمام طول سال موجود است و در کشورهایى که از ماست در وعده هاى غذایى شان استفاده مى کنند، طول عمر مردم آن کشورها بیشتر است.
متخصصین تغذیه می گویند یکى از فواید ماست تقویت توانایى بدن در تشکیل استخوان ها است. ماست و همچنین شیر گاو حاوى پروتئین خاصى هستند که به رشد بدن و نیز تقویت فعالیت سلولهاى استخوان ساز در بدن کمک مى کند.
در طب اسلامی هم که برگرفته از آیات و روایات و بدور از تفسیر به رای است?هیچگاه از خوردن ماست منع نشده است، بلکه برای استفاده از آن با توجه به مزاج افراد تدبیر ویژ ه ای در نظر گرفته شده است.
مطابق روایات ائمه (ع) هموراه از ماست استفاده می کرده اند. در همین زمینه در روایت داریم که: عن أبی الحسن الرضا علیه السلام قال: من أراد الماست و لا یضرهُّ فلیصبَّ علیها الهاضوم، قلت: و ما الهاضوم؟ قال: النانخواه. امام رضا فرمود: هر کس مایل به خوردن ماست است و نیز مى خواهد که زیانى به او نرسد آن را با زنیان مصرف کند. دستورى که از روایت فهمیده می شود تعادل بین اغذیه از نظر مواد غذایى است که این خود اصل بسیار اهمیتى در سلامت بدن است. چرا که ماست براى اشخاص سرد مزاج خوب نیست و رطوبت را زیاد مى کند ولى زنیان به اصطلاح ، طبعى گرم دارد لذا بین هر دو تعادل غذایى برقرار مى شود. (4)
امام رضا (ع) همچنین برای این ماه بهره مندی از گلهای سرد و خنک را توصیه کرده اند. البته مطابق توصیه آن حضرت بوییدن گل نرگس خود خاصیت ایمنی در برابر زکام را هم داراست. امام رضا (ع) می فرماید: وَلیشُمَّ النَّرجِسَ ؛ فَإِنَّهُ یأمَنُ الزُّکامَ ، وکذلِک الحَبَّةُ السَّوداءُ،؛ گل نرگس ببویید؛ زیرا از زکام، ایمنى مى‏بخشد و همچنین است سیاه دانه.(5)

پانوشتها:
1. طب الرضا – طب و بهداشت از امام رضا (ع) ص 53
2. بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 324
3. دانش نامه احادیث پزشکی : 1 / 110
4. الکافی 6 ر 328
5. طبّ الإمام الرضا علیه‏السلام ، صفحه 38 ، بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 324

 

منبع: http://qudsonline.ir



نوشته شده توسط : محبان الحسن | شنبه 92 شهریور 2 ساعت 2:24 عصر

 

آمده ام، آمدم ای شاه پناهم بده * خط امانی ز گناهم بده

 ای حرمت ملجأ درماندگان * دور مران از در و راهم بده

 لایق وصل تو که من نیستم * اذن به یک لحظه نگاهم بده 

 لشگر شیطان به کمین من است * بی کسم ای شاه پناهم بده 

 درشب اول که نهندم به قبر * نور بدان شام سیاهم بده 

 ای که عطا بخش همه عالمی * جمله ی حاجات مرا هم بده

 یا امام الرئوف ممنونم که یه بار دیگه این بنده روسیاه و گنهکار رو طلبیدی و اجازه دادی به حریم پاک و مطهرت قدم بزاره و زائر افلاکی بشه. من که لیاقتشو نداشتم ولی تو خودت بزرگی کردی مثل همیشه، مثل همیشه که غرق گناه و معصیتم، از یاد شما غافلم، به همه چیز فکر می کنم جز شما، فکر همه چیزو می کنم جز شما، اما شما خاندان کرم و بزرگواری و بخششین.

آقا جان میدونی که چقد مایه دلخوشی ما ایرانیا هستی؛ آبروی ما به خاطر بودن تو آقا جان. اگه هم یه خورده آبرو داریم صدقه سری تو یا امام رضا. قربونت بشم امام مهربونم. چی بگم در مورد تو که این زبون هر چی در موردت بگه کم گفته و این قلم هر چی در موردت بنویسه بازم در حقت اجحاف کرده!

موقع زیارت مخصوصه خودت طلبیدی، میدونم خیلی مهمه، کمتر کسی رو این موقع اذن دخول میدی آقا. همه عمر مدیونتم. ان شاءالله کمک کنی محب و یار خوبی براتون باشیم.

شکرت خدا، شکرت خدا ...

الهی رضا برضاک!

ان شاءالله که توفیق یه زیارت بامعرفت و پرتوشه و سراسر نور و برکت رو هم خودت بهم بدی آقا جان به حق جوادت.

این دست های خالی دخیلتان......

اَللّـهُمَّ اِنّى وَقَفْتُ عَلى باب مِنْ اَبْوابِ بُیُوتِ نَبِیِّکَ، صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ الِهِ...



نوشته شده توسط : محبان الحسن | چهارشنبه 89 آبان 5 ساعت 4:58 عصر
من ... او ... من او

الهی لا تغلق علی موحدیک ابواب رحمتک و لا تحجب مشتاقیک عن النظر الی جمیل رویتک

 
آمده ام، آمدم ای شاه پناهم بده
 

از کودکی هیچ وقت دوست نداشت تنهایی مشرف بشه ...

نه لزوما بخواد با کسی بره اما شرم داشت که دست خالی بره ...

هی می گشت تا یه چیزی رو بهانه کنه ...

گاه به نیت آقاجونش ؛ گاه استادان و ذوی الحقوق ...

گاه ساعتی می گذشت و یکی یکی می رفت زانو می زد کنار مزار بزرگان ...

هی می گفت :

ملا عباس امروز واسطه می شی؟ ...

سادات ابوترابی !!! حاج شیخ جعفر مجتهدی!!! ....

اون پایین که عرش خدا بود کنار معلم شهید حاج آقا حسین آستانه پرست

 یه گوشه ای کز می کرد ...

گاه دلش سنگینی می کرد ؛ دیگه روی نشستن کنار سر دفترای آقا رو نداشت ...

می نشست اون گوشه صحن آزادی ؛ روبروی ایوان طلا؛ بغضش رو رها می کرد ...

 :نمی خوای اذن دخول بدی چرا منو تا اینجا کشوندی؟!!! ...

گاه از همون ابتدا پیش از ورود ؛ بزرگواری رو نشونه می کرد...

پشت سرش راه می افتاد ... خودش رو میون جمعیت پنهان می کرد ...

گاه سربه زمین می دوخت تا پوست شکلاتی ؛ کاغذی؛ آشغالی رو بهانه کنه و بگه :

آقا جون منکه مفتخر به خادمیت نیستم ؛ اما همین خرده آشغالا رو از زیر دست و

پای زوارت جمع می کنم تا تو هم من آشغال رو راه بدی ... 

سیدی می گفت: من اهل اذن دخول نیستم ...هر کی باشم فرزند ناخلف خودشونم ...

اینجا خونه آقابزرگمه ...اونها که بین بچه هاشون مثل ما تبعیض قائل نمی شن ...

می گفت :همینکه بغضی و قبضی تو رو گرفت؛بدون که خواستنت ...

 چون رب کریمشون ؛مشتاق برگشتن خطاکارانن ...

حالا امروز منم و اینهمه واسطه خیر ...

دور و نزدیک نداره ...زائر و مجاور نداره... طلب و نطلبیدن نداره ...

یه دل شکسته می خواد و یه زمزمه :

 رب انی استغفرک استغفار حیاء ... و استغفرک استغفار رجاء ...

 

آمده ام، آمدم ای شاه پناهم بده ...

با صدای کریمخانی 

برگرفته شده از http://maneoo88.blogfa.com

 



نوشته شده توسط : محبان الحسن | چهارشنبه 89 آبان 5 ساعت 4:13 عصر

هجرت امام رضا(ع) به ایران

وقتى کار امین پایان یافت و حکومت مامون استقرار پذیرفت. مامون ضمن نامه‏هاى متعدد از امام رضا(ع) خواست تا همراه بزرگان علوى به خراسان بیاید و چون با مخالفت امام رو به رو شد، پیکى براى انتقال امام رضا(ع) روانه مدینه کرد. صدوق از محول سجستانى نقل مى‏کند:

زمانى که پیکى براى بردن امام رضا(ع) به خراسان وارد مدینه شد، من آنجا بودم. امام براى خداحافظى از رسول خدا(ص) به حرم آمد. او را دیدم که چندین بار از حرم بیرون آمده، دوباره به سوى آرامگاه رسول خدا(ص) بازگشت و با صداى بلند گریست. من به امام نزدیک شده، سلام کردم و علت این امر را جویا شدم. امام در جواب فرمود:
ادامه مطلب...

نوشته شده توسط : محبان الحسن | دوشنبه 89 مهر 26 ساعت 4:50 عصر

برکات حضور امام رضا علیه السلام در ایران


 


بی شک باید حضور امام رضا (علیه السلام) را در نیشابور نقطه عطفی در تاریخ تشیّع این منطقه (و به دنبال آن در ایران) بشمار آورد. علی رغم همه ی محدودیت هایی که مامون برای جلوگیری از فعالیت امام رضا (ع) و ارتباط شیعیان با امام (ع) به وجود آورده بود، بارزترین موضوعی که در سیره امام رضا(علیه السلام) از مدینه تا مرو، به ویژه در نیشابور مشهود است، تلاش حضرت برای معرفی جایگاه معصومین(علیهم السلام) در این فرصت می باشد.امام رضا(علیه السلام) از لحظه حرکت از مدینه تا مرو همیشه از روش های گوناگون برای شناساندن شیعه بهره برد. رجاء بن ابی الضحاک که مأمور آوردن امام به مرو بود، می گوید:

امام در هیچ شهری از شهرها فرود نمی آمد، مگر این که مردم به سراغ او می آمدند و مسایل دینی و اعتقادی خویش را از او می پرسیدند.

امام در طول مسیر، احادیث را از طریق پدرانش به حضرت علی و پیامبر (سلام الله علیهم اجمعین ) می رساند که این بهترین روش برای معرفی مکتب تشیّع و خنثی کننده ی توطئه هایی بود که شیعه را خارج از دین می شمرد. نمونه ی برجسته آن، حدیث سلسله الذهب بود...

حضور امام در مناظرات یکی دیگر از کارهایی بود که در پی آن، مکتب شیعه به درستی معرفی شد و استدلال مخالفان باطل گشت. مأمون برای محکوم کردن امام در جلسه های مناظره با بزرگان ادیان دیگر به تشکیل چنین جلسه هایی دست یازیده بود.

با این حال، امام از همه ی آنها سربلند بیرون آمد. پس از استقبال مردم از این جلسه ها، مأمون دستور داد مردم را از در خانه ی امام دور کنند تا مبادا شیعه ی واقعی به مردم معرفی شود.[1]
همچنین مجموعه نامه هایی که امام برای توضیح مبانی تشیع به افراد گوناگون می نوشتند، در این زمینه نقش داشت. نامه های ایشان در تبیین جایگاه اهلبیت در کتاب خدا و سنّت پیامبر(صلی الله علیه وآله)، مسایل اختلافی با اهل سنّت مانند: ایمان آوردن ابوطالب، توضیح مصداق شیعه واقعی، مراد از اولوالامر در قرآن، در گسترش فکر شیعی و استحکام پایه های اعتقادی در ایران بسیار اثر داشت.[2]

...ورودامام رضا (علیه السلام) به خراسان، حرکت گروهی سادات و شیعیان را به ایران درپی داشت. علویان از موقعیت به وجود آمده برای امام رضا (علیه السلام) در حکومت مأمون استفاده کردند و به صورت گروهی راهی ایران شدند...

حاکم فارس از سوی مامون دستور یافت که از ورود آنان جلوگیری کند. رهبری کاروان با احمد بن موسی (علیه السلام) (شاهچراغ) و محمد بن موسی (علیه السلام) بود. آنان پس از درگیری با لشکر فارس، به یاران خود دستور دادند لباس مبدل بپوشند و در اطراف پراکنده شوند تا از گزند حکومت مأمون در امان باشند.

به همین دلیل گفته می شود بیشتر امامزادگانی که در شهرهای گوناگون ایران مدفون شده اند، جزء همان قافله هستند.[3]مردم ایران چون به سادات و آل رسول عشق می ورزیدند، به این گروه پناه دادند و آنان را یاری کردند. حضور آنان در میان عاشقان اهلبیت پیامبر[4]به گسترش تشیع اعتقادی انجامید...

دیگر از برکات وجود آن حضرت به وجود آمدن حوزه ی درسی بود که عده ای از اصحاب و محدثان و فقها دور امام (ع) حلقه زدند و از محضر مبارک ایشان بهره گرفتند. شیخ طوسی اصحاب حضرت رضا (ع) را 317 نفر ضبط کرده است[5]پس از رحلت امام این حوزه به فعالیت خود ادامه داد و شیخ طوسی[6]خود در این حوزه پرورش یافت و در 408 ق به بغداد هجرت نمود.[7]


پی نوشت :
[1]عیون اخبارالرضا، شیخ صدوق، جهان، 1378ق، ج2، ص170.
[2]تاریخ تشیع در ایران، رسول جعفریان، صص 158-157 .
[3]شبهای پیشاور، سلطان الواعظین شیرازی، ج1، ص130.
[4]پیروان شیعه سیاسی.
[5]رجال، 366.
[6]م460 ق.
[7]دائرة المعارف تشیع، ج6، ص574.
منبع:پایگاه حوزه


 



نوشته شده توسط : محبان الحسن | دوشنبه 89 مهر 26 ساعت 4:34 عصر
فضیلت زیارت امام رضا علیه السلام در کلام بزرگان
 


1 ـ امام باقر(ع)، از جدّش، از امیرالمؤمنین(ع) نقل کرده است که پیامبر(ص) فرمود: پاره اى از پیکر من در خراسان دفن خواهد شد، هر گرفتارى که او را زیارت کند، خدا ناراحتى او را برطرف سازد، و هر گنهکارى که به زیارت او رود، خداوند گناه او را ببخشد.

عیون اخبار الرضا(ع) 2:257؛ امالى صدوق:119

2 ـ ابوهاشم جعفرى گوید: از امام جواد(ع) شنیدم که فرمود: میان دو کوه طوس، پاره اى است که آن را از بهشت ستانده اند، هر که بدان جا درآید، روز رستاخیز از آتش ایمن خواهد ماند.

عیون اخبارالرضا(ع) 2:256

3 ـ حسین بن زید گوید: از امام صادق(ع) شنیدم که مى فرمود: مردى از نسل فرزندم موسى ، قیام خواهد کرد که همنام امیرالمؤمنین(ع) است و در سرزمین طوس که در خراسان است، دفن خواهد شد... او در همان جا با زهر کشته مى شود و غریبانه به خاکش مى سپارند. هر که او را با معرفت زیارت کند، خداوند او را همسان کسانى که پیش از پیروزى ، بخشش و پیکار کرده باشند، پاداش خواهد داد.

عیون اخبارالرضا(ع) 2:255؛ امالى صدوق 118.

4 ـ بزنطى گوید: از امام رضا(ع) شنیدم که فرمود: هر یک از دوستان من که عارفانه به دیدار من آید، من خود در روز رستاخیز از او شفاعت کنم.

امالى صدوق 119.

5 ـ امام رضا(ع) فرمود: هر کس که دورى سفر را بر خود بپذیرد و به زیارت من آید، من در روز قیامت در سه جایگاه به نزد او خواهم شتافت تا او را از تنگنا به در آورم: آن جایى که نامه اعمال دست به دست مى شود، در صراط، و هنگام سنجش اعمال.

خصال 1:109؛ امالى صدوق 121.

6 ـ هروى گوید: امام رضا(ع) وارد بارگاهى شد که هارون را آن جا در خاک نهاده بودند، در کنار گور او با دست خویش خطى بر زمین کشید و فرمود: این تربت من است که در آن دفن مى شوم و خدا این جا را محل آمدوشد پیروان و دوستداران من خواهد ساخت. هر زائرى که به دیدار من آید و هر مسلمانى که بر من سلام دهد، با شفاعت ما اهل بیت، بخشش و رحمت خداوندى را از آن خود خواهد کرد.

عیون اخبارالرضا(ع) 2:136.

7 ـ عبدالعظیم حسنى گوید: به امام جواد(ع) عرض کردم: من میان زیارت قبر جدّتان امام حسین(ع) و زیارت بارگاه پدرتان در طوس حیران مانده ام، شما چه مى گویید؟ فرمود: اندکى درنگ کن! سپس به خانه رفت و در حالى که گونه هایش آغشته به اشک بود، بیرون آمد و فرمود: زائران بارگاه امام حسین(ع) فراوان اند و زائران قبر پدرم در طوس اندک.

عیون اخبارالرضا 2:256.

8 ـ صقر بن دلف گوید: از سرورم امام هادى (ع) شنیدم که فرمود: هر که به درگاه خداوند نیازى دارد، قبر جدّم امام رضا(ع) در طوس را بدین سان زیارت نماید که نخست غسل کند، در بالاسر دو رکعت نماز بگزارد و در قنوت حاجت خویش را بر زبان آورد... اگر در خواسته اش معصیت یا بریدن از خویشان نباشد، مستجاب خواهد شد؛ زیرا جاى قبر آن حضرت پاره اى از بهشت است و هر مؤمنى که آن را زیارت کند، خدا او را از آتش رهایى بخشد و در سراى امنیت جاى دهد.

عیون اخبارالرضا(ع) 2:262؛ امالى صدوق 588.



نوشته شده توسط : محبان الحسن | دوشنبه 89 مهر 26 ساعت 4:25 عصر

هشت درس و پیام از هشتمین امام(ع)

1- عبادت و نیایش

امام خمینی می‏نویسد:

فرموده ائمه(علیهم السلام) که:

«عبادت ما عبادت احرار است که فقط برای حب خداست، نه طمع به بهشت‏یا ترس‏از جهنم است‏» از مقامات معمولی و اول درجه ولایت است. از برای آنها در عبادات حالاتی است که‏به فهم ما و شما نمی‏گنجد.

و در جای دیگر می‏فرماید: شما خیال می‏کنید گریه‏های‏ائمه طاهرین(علیهم السلام) و ... برای تعلیم بوده و می‏خواسته‏اند به دیگران‏بیاموزند؟

آنان با تمام آن معنویات و مقام شامخی که داشتند از خوف خدامی‏گریستند و می‏دانستند راهی که در پیش دارند پیمودنش چه قدر مشکل و خطرناک‏است.

از مشکلات، سختیها ناهمواریهای عبور از صراط که یک طرف آن دنیا و طرف‏دیگرش آخرت می‏باشد و از میان جهنم می‏گذرد خبر داشتند.

شیخ صدوق (متوفا به سال 381) ازابراهیم بن عباس نقل می‏کند که: حضرت رضا(ع) در شب کم می‏خوابید و بیشتر بیدارمی‏ماند، اکثر شبهایش را از اول شب تا صبح احیا می‏داشت (و به عبادت و نیایش‏می‏پرداخت).

و حتی اهل منزل خود را به نماز شب وادار می‏ساخت.

شیخ صدوق در جای دیگر از رجاء بن ابی‏ضحاک نقل می‏کند که وی گفت:

مامون به من ماموریت داد تا حضرت رضا(ع) را (به اجبار) از مدینه به مروبیاورم (تا تحت نظر باشد) و دستور داشتم از راه مخصوصی امام را بیاورم و وی رااز قم عبور ندهم (چون مرکز شیعیان بود و احتمال شورش می‏رفت) و شب و روزمی‏بایست‏به نگهبانی از آن حضرت مشغول باشم. از مدینه تا مرو با حضرت بودم، به‏خدا سوگند کسی را مانند او در تقوا و کثرت ذکر خدا و خوف از او در تمام اوقات‏ندیدم. و سپس به تفصیل، کیفیت ادای نمازها و ذکرها و راز و نیازهای‏حضرت‏راشرح‏می‏دهد.

آن حضرت درباره وحشت و هراس شیطان از نماز و نمازگزارمی‏فرماید:

شیطان همواره از مومنی که مراقب وقت نمازهای پنجگانه‏اش باشد در هراس‏است و در صورتی که وی نمازهای خود را ضایع کند بر او جرات پیدا می‏کند و کم کم‏او را در گناهان بزرگ می‏اندازد.

برخیز و شست و شو کن با اشک خود وضو کن تحصیل آبرو کن در پیشگاه یزدان دور افکن این ریا را وین کبر و این هوی رایکدم بخوان خدا را چون عاشقی پریشان.

2- انس به قرآن و تامل در آن

اصولا پیوند میان قرآن و عترت پیوندی عمیق،جاودانه و پایدار است که حدیث‏شریف ثقلین بدان شهادت داده است.

شیخ صدوق از یکی از معاصران حضرت چنین نقل کرده است: همه کلام حضرت و جوابها ومثالهایش برگرفته از قرآن بود، هر سه روز یک بار قرآن را ختم می‏کرد و می‏فرمود:

اگر بخواهم در کمتر از سه روز هم می‏توانم آن را ختم نمایم اما هرگز به آیه‏ای‏نمی‏رسم مگر اینکه در معنای آن و اینکه درباره چه چیزی و در چه وقتی نازل گشته،می‏اندیشم.

آن حضرت در مورد پیروی از قرآن می‏فرماید: قرآن کلام و سخن خداست ازآن نگذرید و هدایت را در غیر آن نجویید که گمراه می‏شوید. (12)

3- اطاعت از ولی امر

اساسا تمامی ائمه اطهار(علیهم السلام) تا قبل از رسیدن به‏مقام امامت مطیع‏ترین فرد نسبت‏به ولی امر خویش بوده‏اند.

امام کاظم(ع) فرموده‏اند:

«علی، پسرم، بزرگترین فرزندم است و سخنانم راشنواتر و دستوراتم را مطیع‏تر است‏».

و حضرت امام خمینی نیز به تفصیل در کتاب‏ولایت فقیه به شرح آن پرداخته‏اند.

 

4- علم و دانش

شیخ طبرسی (از علما و دانشمندان قرن ششم) نقل می‏کند که:

امام کاظم(ع) همواره به فرزندان خویش می‏فرمود: این برادر شما، علی بن موسی،عالم آل محمد است، پس از وی در مورد ادیان خود بپرسید و آنچه به شما تعلیم ‏می‏دهند را حفظ کنید، چرا که از پدرم امام صادق(ع) چندین بار شنیدم که ‏می‏فرمود:

عالم آل محمد در صلب توست و ای کاش او را درک می‏کردم. یک بار خودآن حضرت فرمودند:

من در روضه (مسجد النبی ص) می‏نشستم، در مدینه دانشمندان زیادی بودند، هرگاه‏یکی از آنها در پاسخ دادن به مطلبی عاجز می‏گشت، همگی به من اشاره می‏کردند ومسائلی را پیش من می‏فرستادند و من به آنها پاسخ می‏دادم.

شیخ طبرسی از هروی نقل کرده است که: هیچ کس را دانشمندتر از علی بن موسی‏الرضا(ع) ندیدم و هیچ دانشمندی نیز وی را ندید مگر اینکه همانند من به فضل ودانش او شهادت داد.

خود حضرت امام رضا(ع) می‏فرماید:

... آنگاه که من بر اهل تورات با توراتشان و بر اهل انجیل با انجیلشان و براهل زبور با زبورشان و بر صائبین با زبان عبری خودشان و بر هربذان با زبان‏فارسی‏شان و بر رومیان با زبان خودشان و بر اصحاب مقالات با لغت‏خودشان استدلال‏کنم. و آنگاه که هر دسته‏ای را محکوم کردم و دلیلشان را باطل ساختم و دست ازعقیده و گفتار خود کشیدند و به گفتار من گراییدند مامون در می‏یابد مسندی که‏بر آن تکیه کرده است‏حق او نیست و در این هنگام پشیمان می‏گردد. سپس فرمود:

«ولا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم‏».

5-امر به معروف و نهی از منکر

طبق تصریح آیات قرآن و روایات‏اهل بیت(علیهم السلام) امر به معروف و نهی از منکر از اهمیت ویژه‏ای برخورداراست و اصولا سایر واجبات به واسطه آن دو برپا می‏گردند.

امیرالمؤمنین(ع) فرموده است:

امر به معروف و نهی از منکر را ترک مکنید که در غیر این صورت ستمگران برشما مسلط می‏گردند و آنگاه هر قدر هم که دعا کنید اجابت‏نمی‏شود.

در جای دیگر نیز فرموده‏اند:

قوام دین در سه چیز خلاصه می‏شود:

امر به معروف، نهی از منکر و اقامه حدود.

نقش امر به معروف و نهی از منکر به حدی در زندگی آن حضرت بارز بود که یکی ازمهمترین علل شهادت حضرت رضا(ع) محسوب می‏گردد.

مرحوم شیخ کلینی (متوفا به سال‏329) درباره عذاب تارکان امر به معروف و نهی‏از منکر حدیثی از امام رضا(ع) نقل کرده که آن حضرت از قول رسول خدا(ص) فرموده:

زمانی که امت من نسبت‏به امر به معروف و نهی از منکر سهل انگاری کنند ومسوولیت را به گردن یکدیگر اندازند (و هر کس منتظر این باشد که دیگری آن راانجام دهد) در این صورت بایستی منتظر عذاب الهی باشند و این کار آنها به منزله‏اعلان جنگ با خداست.

یکی از کنیزان مامون چنین گفته است:

«هنگامی که در منزل مامون بودیم در بهشتی از خوردنی‏های و نوشیدنی‏ها و بوی خوش و پول فراوان بسرمی‏بردیم اما همین که مامون مرا به امام رضا(ع) بخشید دیگر از آن همه ناز ونعمت‏خبری نبود، زنی که سرپرست ما بود، شب ما را بیدار می‏کرد و به نماز وادارمی‏ساخت که بر ما سخت و گران می‏آمد و آرزو می‏کردم از آنجا رهایی یابم ..»

که‏البته به زودی توسط حضرت به دیگری بخشیده شد زیرا لیاقت‏خدمت در منزل امام رانداشت.

همانطور که ملاحظه می‏شود، امام نسبت‏به نماز شب خواندن اهل منزل عنایت‏داشتند و لذا به سرپرست زنان دستور داده بودند که آنها را در آن موقع بیدارنمایند.

در اینجا یادآوری این نکته بجاست که میان «تحمیل عقیده‏» و «تحمیل‏عمل در برخی امور» تفاوت وجود دارد. در قرآن کریم می‏خوانیم:

«لا اکراه فی الدین‏»[در دین تحمیل عقیده راه ندارد.] در صورتی که تحمیل عمل در برخی ازموارد که مصلحت‏بالاتری وجود دارد نه تنها جایز بلکه ضروری می‏باشد. به عنوان‏مثال وقتی معلمی دلسوز، دانش‏آموز خود را به انجام پاره‏ای از تکالیف وادارمی‏سازد، هیچگاه نمی‏خواهد تحمیل عقیده نماید بلکه به خاطر در نظر گرفتن صلاح ومصلحت دانش‏آموزش به وی نوعی عمل را اجبار می‏کند و چه بسا همان دانش‏آموز پس ازرسیدن به مدارج عالی علمی از کار معلم بسیار خشنود و دلشاد گردد.»

تذکرات دلسوزانه خمینی کبیر را مروری دوباره کنیم: باید همه بدانیم که آزادی‏به شکل غربی آن که موجب تباهی جوانان و دختران و پسران می‏شود از نظر اسلام وعقل محکوم است و تبلیغات و مقالات و سخنرانی‏ها و کتب و مجلات بر خلاف اسلام و عفت‏عمومی و مصالح کشور حرام است و بر همه ما و همه مسلمانان جلوگیری از آنها واجب‏است و از آزادی‏های مخرب باید جلوگیری شود و از آنچه در نظر شرع حرام و آنچه‏برخلاف مسیر ملت و کشور اسلامی و مخالف با حیثیت جمهوری اسلامی است‏بطورقاطع اگرجلوگیری نشود همه مسوول می‏باشند و مردم و جوانان حزب‏اللهی اگر برخورد به یکی‏از امور مذکور نمودند به دستگاههای مربوطه رجوع کنند و اگر آنان کوتاهی نمودند خودشان مکلف به جلوگیری هستند خداوند تعالی مددکار همه باشد.

6- هشیاری سیاسی و سازش ناپذیری

ائمه(علیهم السلام) نه فقط خود با دستگاههای ‏ظالم و دولتهای جائر و دربارهای فاسد مبارزه کرده‏اند بلکه مسلمانان را به جهادبر ضد آنها دعوت نموده‏اند، بیش از پنجاه روایت در وسائل الشیعه و مستدرک ‏و دیگر کتب هست که «از سلاطین و دستگاه ظلمه کناره‏گیری کنید و به دهان مداح‏آنها خاک بریزید، هر کس یک مداد به آنها بدهد یا آب در دواتشان بریزد چنین وچنان می‏شود ..» خلاصه دستور داده‏اند که با آنها به هیچ وجه همکاری نشود وقطع رابطه بشود.

امام خمینی در جای دیگر اینطور می‏فرمایند:

ائمه ما(علیهم السلام) همه شان کشته شدند برای اینکه همه اینها مخالف با دستگاه ظلم‏ بودند اگر چنانچه امامهای ما تو خانه‏هایشان می‏نشستند .. محترم بودند،روی سرشان می‏گذاشتند ائمه ما را، لکن می‏دیدند هر یک از اینها حالا که‏نمی‏تواند لشرکشی کند از باب اینکه مقتضیاتش فراهم نیست، دارد زیرزمینی اینهارا از بین می‏برد، اینها را می‏گرفتند حبس می‏کردند ..

امام هشتم با هشیاری سیاسی خویش‏توانست پس از مرگ هارون (که در سال دهم از امامت‏حضرت اتفاق افتاد) در دوران‏نزاع و کشمکش‏های میان دو برادر (یعنی امین و مامون) به ارشاد و تعلیم و تربیت‏شیعه ادامه دهد.

و بالاخره پس از به قدرت رسیدن مامون، با حرکتها و موضعگیریهای دقیق وحکیمانه نقش عظیم خویش را به خوبی ایفا نمود.

همانطور که معروف است مامون در میان خلفای بنی‏عباس از همه داناتر و زیرک‏تربود، از علوم مختلف آگاهی داشت و تمام اینها را وسیله‏ای برای پیشبرد قدرت‏شیطانی خویش قرار داده بود و از همه مهمتر جنبه عوام فریبی وی بود. وی با طرح‏یک نقشه حساب شده، ولایت عهدی حضرت را پیشنهاد کرد که اهداف مختلفی را دنبال‏می‏نمود از جمله: در هم شکستن قداست و مظلومیت امامان شیعه و پیروانشان،مشروعیت‏بخشیدن به حکومت‏خویش و خلفای جور قبلی و کسب وجهه و حیثیت‏برای خویش،تخطئه شیعیان مبنی بر عدم اعتنا به دنیا و ریاست، کنترل مرکز و کانون مبارزات، دور کردن امام از مردم و تبدیل امام به یک عنصر درباری و توجیه‏گر دستگاه.

مقام معظم رهبری حضرت آیه‏الله خامنه‏ای (مدظله العالی) ضمن برشمردن و توضیح‏اهداف فوق فرموده‏اند:

در این حادثه، امام هشتم علی بن موسی الرضا(ع) در برابر یک تجربه تاریخی عظیم‏قرار گرفت و در معرض یک نبرد پنهان سیاسی که پیروزی یا ناکامی آن می‏توانست ‏سرنوشت تشیع را رقم بزند، واقع شد. در این نبرد رقیب که ابتکار عمل را بدست ‏داشت و با همه امکانات به میدان آمده بود مامون بود.

مامون با هوشی سرشار و تدبیری قوی و فهم و درایتی بی‏سابقه قدم در میدانی‏نهاد که اگر پیروز می‏شد و اگر می‏توانست آنچنانکه برنامه‏ریزی کرده بود کار رابه انجام برساند یقینا به هدفی دست می‏یافت که از سال چهل هجری یعنی از شهادت‏علی بن ابیطالب(ع) هیچیک از خلفای اموی و عباسی با وجود تلاش خود نتوانسته‏بودند به آن دست‏ یابند یعنی می‏توانست درخت تشیع را ریشه‏کن کند و جریان معارضی‏ را که همواره همچون خاری در چشم سردمداران خلافتهای طاغوتی فرو رفته بود بکلی‏نابود سازد. اما امام هشتم با تدبیری الهی بر مامون فائق آمد و او را درمیدان نبرد سیاسی که خود به وجود آورده بود بطور کامل شکست داد و نه فقط تشیع‏ضعیف یا ریشه‏کن نشد بلکه حتی سال دویست و یک هجری یعنی سال ولایتعهدی آن حضرت‏ یکی از پر برکت‏ترین سالهای تاریخ تشیع شد و نفس تازه‏ای در مبارزات علویان ‏دمیده شد و این همه به برکت تدبیر الهی امام هشتم و شیوه حکیمانه‏ای بود که آن ‏امام معصوم در این آزمایش بزرگ از خویشتن نشان داد.

آری نمونه‏های هشیاری وتیزبینی آن حضرت در قضایای متعددی جلوه‏گر است مانند ماجرای نماز عید که هر چندبا پیشنهاد مامون بود اما حرکت و شیوه حضرت به گونه‏ای بود که مامون دستورجلوگیری از اقامه نماز را صادر کرد و به قول رهبر عزیزمان «مامون را درمیدان نبردی که خود به وجود آورده بود بطور کامل شکست داد.»

7- تواضع و فروتنی

مرحوم شیخ صدوق به نقل از یکی از معاصران حضرت رضا(ع)می‏نویسد: چون سفره انداخته می‏شد، غلامانش حتی دربان و نگهبان نیز با اوسر یک سفره می‏نشستند.

مرحوم ابن شهر آشوب (متوفا به سال 588) نیز می‏نویسد:

روزی امام وارد حمام شد، مردی (که حضرت را نمی‏شناخت) از وی درخواست کرد تا اورا کیسه کشد، امام نیز پذیرفت و مشغول شد. حاضران به آن مرد، حضرت را معرفی‏کردند و او با کمال شرمندگی و سرافکندگی از حضرت پوزش خواست اما حضرت رضا(ع)او را آرام نمود و به کار خود همچنان ادامه داد.

مرحوم کلینی طبق حدیثی فرموده:

شبی امام مهمان داشت، در میان صحبت، چراغ دچار نقص گشت، مهمان خواست‏آن را اصلاح نماید ولی حضرت اجازه نداد و خود به اصلاح آن پرداخت.

مرحوم علامه مجلسی (متوفا به سال 1111) چنین نقل کرده است:

مردی از اهالی بلخ گوید:

در سفر خراسان با حضرت همراه بودم، به دستور وی سفره‏انداخته شد و خدمتکاران و غلامان، چه سیاهان و چه غیر ایشان، همگی را بر سر یک‏سفره نشاند، به امام عرض کردم:

فدایت‏شوم خوب بود برای اینها سفره جداگانه‏ای‏می‏انداختید. حضرت فرمود:

ساکت‏باش.

پروردگار همه یکی است، پدر و مادر همه یکی است و پاداش و جزا (فقط) به عمل‏بستگی دارد (نه بر حسب و نسب و جاه و مقام).

8- احترام و محبت‏ به دیگران

مرحوم اربلی (از دانشمندان قرن هفتم) در خبری‏که نقل نموده است از قول یکی از معاصران امام رضا(ع) می‏نویسد:

هرگز ندیدم که‏امام در سخن خویش نسبت‏ به کسی بی‏احترامی کند و هرگز ندیدم که کلام دیگری‏ را قطع کند، و می‏گذاشت تا سخنانش به پایان رسد .. هیچگاه در برابر کسی که‏مقابلش نشسته بود پاهایش را دراز نمی‏کرد و تکیه نمی‏زد. هرگز ندیدم به هیچیک‏ از خدمتکاران و غلامانش ناسزا گوید ..

آن حضرت فرموده است:

محبت‏ به دیگران ‏نیمی از عقلانیت و خرد ورزی است.

و از آنجا که درصد قابل توجهی از کینه‏ها ودلخوری‏ها به سبب سخنان بی‏مورد و بعضا نیش‏داری است که نسبت‏به یکدیگر اظهارمی‏گردد و شاید در اکثر موارد نیز بی‏قصد و غرض باشد آن حضرت فرموده‏اند:

سکوت موجب جلب محبت می‏گردد.

 

منبع: 

www.hawzah.net



نوشته شده توسط : محبان الحسن | پنج شنبه 88 آبان 7 ساعت 8:29 عصر

تمام آنچه در این وبلاگ می خوانید
شعر ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام
پیش نویس قانون 2015 عاری سازی ایران از سلاح هسته ای
آقا جان بطلب یا امام رضا!
زبان حال امام حسن عسگری علیه السلام
تسلیت باد شهادت امام حسن عسکری علیه السلام
آه کربلا، کربلا، کربلا
زمینه‏ ها و ریشه‏ های واقعه عاشورا در بیانات مقام معظم رهبری
غلامرضا سازگار-شعر مرثیه حضرت علی اکبر
حتما بخوانید/13واقعیت چینی که شاید نشنیده باشید
شرکت زنان در دسته های سینه زنی و زنجیرزنی /نظر فقها
[عناوین آرشیوشده]
blogکد بازی تمرکز حواس