سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
حضرت زینب - «ایهاالناس بدانید گدای حسنم» بر و بچ های ارزشی
«ایهاالناس بدانید گدای حسنم»
ثمره دانش، پرستش است . [امام علی علیه السلام]

من دیده ام کلاس دبستان وحی را


در پای درس خواجه اسرار نشسته ام


بابم علی چون نقطه بسم الله است من


چون کسره به پای آن نقطه با نشسته ام



نور علی و فاطمه در جان من دمید


تا در کنار حیدر و زهرا نشسته ام


ایمان آن دو را به وراثت گرفته ام


ایثار آن دو را به تماشا نشسته ام


از بس که داغ بر جگر من نشسته است


آتش به جان چو لاله صحرا نشسته ام



من دیده ام شهادت مادر به چشم خود


آن دخترم که در غم بابا نشسته ام


داغ حسن شراره به غم زد به جان من


در سوگ آن امام به غوغا نشسته ام


از پای در نیامده ام از هر بلا ولی


پیش سر حسین من از پا نشسته ام 


 


منبع: http://www.dadasho.blogfa.com 




نوشته شده توسط : محبان الحسن | دوشنبه 7 تیر 89 ساعت 3:11 عصر

 



 


در مکتب زینب علیهاسلام


در فضیلت‏های حضرت زینب علیهاسلام می‏توان به قناعت، زهد، عبادت و تحمل در مقابل پیشآمدهای ناگوار و مشکلات روزگار اشاره کرد.


از شگفتی‏های آن بانو این که در حدود شش سالگی، خطبه بلیغ و طولانی مادر بزرگوارشان را در مسجد النبی راجع به فدک و ولایت امیرمؤمنان حفظ کرده بود.


بشیر بن خزیم اسدی از شخصیت‏های مهم کوفه می‏گوید: «به خدا سوگند هرگز زنی را که سراپا شرم و حیا باشد، سخنران‏تر از زینب علیهاسلام ندیده‏ام؛ گویی از زبان علی علیه‏السلام نطق می‏کرد و سخن گفتن را از زبان آن حضرت فرا گرفته بود».


موقعیت علمی و اجتماعی آن بانو به گونه‏ای بود که شوهرش عبداللّه‏ نیز او را با این عنوان می‏خواند: «ای دختر مرتضی، ای بانوی خردمند بنی‏هاشم».


امام سجاد علیه‏السلام پس از خطبه آتشین زینب در کوفه، در مقام تأیید به ایشان فرمود: «بحمداللّه‏ تو دانشمند بدون آموزگار و اندیشمند بدون استاد هستی».


 ادامه مطلب...



نوشته شده توسط : محبان الحسن | دوشنبه 7 تیر 89 ساعت 12:28 عصر


تا قلم لب بر مرکب میزند
بوسه بر جا پاى زینب میزند
مى گذارد سر به صحراى جنون
مى نگارد نقشى از دریاى خون
مى کشد آه از نهادى سوخته
و از ضمیر خیمه اى افروخته
کربلا مى مرد اگر زینب نبود
شیعه مى پژمرد اگر زینب نبود
مرا هر گاه یاد زینب آمد
قلم راکب مرکب مرکب آمد
دویدم تا ز قربت وام گیرم
رهى از کربلا تا شام گیرم
مرکب دان پر از خون جگر شد
قلم نالید و کاغذ شعله ور شد
بى بى دستم به دامان بلندت
نگاهى کن به صید در کمندت
بکش دست نوازش بر سر ما
بزن مرحم به زخم باور ما


 




نوشته شده توسط : محبان الحسن | دوشنبه 7 تیر 89 ساعت 11:58 صبح

تمام آنچه در این وبلاگ می خوانید
دوران سربازی
هر چی آقا بفرمایند
جنبش وبلاگی در حمایت از انتفاضه مردم بحرین
ایران و آمادگی برای خروج سفیانی !
دخیل بستن و نظر آیت الله جوادی آملی
روایت امام علی و حسنی مبارک
لبخند بزن بسیجی
خدایا سگى را به سگى ببخش
جریان فتنه، ببر سیبری، وزیر امور خارجه...
انگار همین دیروز بود...
[عناوین آرشیوشده]
blogکد بازی تمرکز حواس