سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
کوزه شکسته - «ایهاالناس بدانید گدای حسنم» بر و بچ های ارزشی
«ایهاالناس بدانید گدای حسنم»
از خرد تو را این باید که راه گمراهى‏ات را از راه رستگاریت ، نماید . [نهج البلاغه]

داستان زیبای کوزه شکسته



در افسانه ای هندی آمده است که مردی هر روز دو کوزه بزرگ آب به دوانتهای چوبی می بست چوب را روی شانه اش می گذاشت و برای خانه اش آب می برد.
یکی از کوزه ها کهنه تر بود و ترک های کوچکی داشت. هربار که مرد مسیر خانه اش را می پیمود نصف آب کوزه می ریخت.
مرد دو سال تمام همین کار را می کرد. کوزه سالم و نو مغرور بود که وظیفه ای را که به خاطر انجام آن خلق شده به طورکامل انجام می دهد. اما کوزه کهنه و ترک خورده شرمنده بود که فقط می تواندنصف وظیفه اش را انجام دهد. هر چند می دانست آن ترک ها حاصل سال ها کار است.
کوزه پیر آنقدر شرمنده بود که یک روز وقتی مرد آماده می شد تا از چاه آب بکشد تصمیم گرفت با او حرف بزند : ” از تو معذرت می خواهم. تمام مدتی که از من استفاده کرده ای فقط از نصف حجم من سود برده ای…فقط نصف تشنگی کسانی را که در خانه ات منتظرند فرو نشانده ای. ”
مرد خندید و گفت: ” وقتی برمی گردیم با دقت به مسیر نگاه کن. ”
موقع برگشت کوزه متوجه شد که در یک سمت جاده…سمت خودش… گل ها و گیاهان زیبایی روییده اند.
مرد گفت: ” می بینی که طبیعت در سمت تو چقدر زیباتر است؟ من همیشه می دانستم که تو ترک داری و تصمیم گرفتم از این موضوع استفاده کنم. این طرف جاده بذر سبزیجات و گل پخش کردم و تو هم همیشه و هر روز به آنها آب می دادی. به خانه ام گل برده ام و به بچه هایم کلم و کاهو داده ام. اگر تو ترک نداشتی چطور می توانستی این کار را بکنی؟“


علیرضا تاجریان


لطفا نتیجه هایی که از این داستان میگیرین برام بنویسین.


 


منبع:www.tajerian.ir



نوشته شده توسط : محبان الحسن | سه شنبه 18 آبان 89 ساعت 3:10 عصر

تمام آنچه در این وبلاگ می خوانید
دوران سربازی
هر چی آقا بفرمایند
جنبش وبلاگی در حمایت از انتفاضه مردم بحرین
ایران و آمادگی برای خروج سفیانی !
دخیل بستن و نظر آیت الله جوادی آملی
روایت امام علی و حسنی مبارک
لبخند بزن بسیجی
خدایا سگى را به سگى ببخش
جریان فتنه، ببر سیبری، وزیر امور خارجه...
انگار همین دیروز بود...
[عناوین آرشیوشده]
blogکد بازی تمرکز حواس